مدرسي فرانسوي. او را عليالرسم بنيانگذار اصالت تسميه (نامگرايي)1 ميدانند. كليات با هيچ واقعيت عيني متناظر نيستند؛ هرچه هست فقط كلمات است.
هونوريوس معتكف2
در حدود 1090 در انگلستان (؟) برآمد. راهب بنديكتي، احتمالاً مؤلف رسالهٴ موسوم به نقش جهان3، كه به قديس آنسلم و هونوريوس اوتوني (نك نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم) هم نسبت دادهاند. اين مجموعهٴ كيهانشناسي، جغرافيا و نجوم، بيشتر مبتني بر آثار پليني، ايزيدور و بيد است. اين اثر منبع الهام منظومهٴ گوتيهٴ متزي4 (تصوير جهان) در حدود 1246 شد، منظومهاي كه رواج زيادي يافت (نك نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم).
پسلوس
ميخائيل پسلوس5 كهتر كه نام تعميدياش قسطنطين بود و نام ديني (ميكائيل) را بعداً بر خود نهاد، در 1018 در نيكومديا زاده شد؛ در قسطنطيه برآمد؛ پس از 1078 درگذشت. فيلسوف و كاتب بيزانسي. رهبر نهضت نوافلاطوني كه در نيمهٴ دوم قرن در قسطنطنيه پديد آمد. اين نهضت تا حدود زيادي ممكن است ناشي از رشد عدم تساهلي در جهان اسلام باشد كه مقارن نيمهٴ قرن در مشرق به اوج خود رسيد؛ نوافلاطونيان بغداد (اخلاف حرانيان يا صابيان) ناگزير به خروج از آنجا شدند.6 پسلوس تاريخ عصر خود، رسالههايي در طب، شروحي بر آثار ارسطو، و آثار متعدد ديگري در زمينههاي مختلف نوشت. يكي از آثارش، يعني منتخب منطق ارسطو، اقبال خارقالعاده يافت. پطر اسپانيايي آن را به لاتيني اقتباس كرد (نك نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، و بعداً اُكامي (نك نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم) آن را تكميل كرد. منتهاي مراتب، او كسي است در حد ولتر، ولي غالباً متفكران افلاطوني عصر نوزايي را به ياد ميآورد. مطالعهٴ افكار و تمدن بيزانس در آن روزگار مستلزم آن است كه آثار وي در مركز اين مطالعات قرار گيرد.
رسالهاي در باب علوم اربعه توسط نخستين محرر آثار پسلوس (گزيلاندر، 1556) به وي نسبت داده شده؛ كه احتمالاً اثر قديمتري است (بخش نجومي مربوط به سال 1008 است) و به هر صورت بسيار خام است. نامهاي از پسلوس مأخذ اصلي ما براي تعيين زمان حيات ديوفانتوس است (نك نيمهٴ دوم سدهٴ سوم).